لیوان ۱۴۰۴/۰۹/۰۱، 9:40
حریم تشنهی بستر در انتظار تنت بود
به سر، به شیوهی هر شب، هوای داشتنت بود
سکوت ثانیهها را صدای مرتعشی کشت
صدای سکسکهی در، صدای آمدنت بود
برهنه آمده بودی، ولی برهنگی من
نیازمند دمادم برهنهتر شدنت بود
چه التهاب غریبی که وقت بال گشودن
میان آه سبکتر از آه یاسمنت بود
رگان آینهها را پر از لهیب هوس کرد
سخاوتی که در آیین دلفریفتنت بود
به واژههای فریبا تو را فریب ندادم
زلالی غزلم عین چشمههای تنت بود…
برچسب:
نویسنده: امیر عباسیان