لیوان ۱۴۰۲/۰۲/۰۵، 7:26
به تو گفتم: " گنجشک کوچک من باش
تا در بهار تو من درختی پر شکوفه شوم."
و برف آب شد شکوفه رقصید آفتاب درآمد.
من به خوبیها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبیها نگاه کردم
چراکه تو خوبی و این همه اقرارهاست، بزرگترینِ اقرارهاست.
من به اقرارهایم نگاه کردم
سال بد رفت و من زنده شدم
تو لبخند زدی و من برخاستم.
دلم میخواهد خوب 1
دلم میخواهد تو باشم و برای همین راست میگویم
نگاه کن:
با من بمان!
#1
برچسب:
نویسنده: امیر عباسیان