بهاری چون دستهای بلند آزادی | شهرآبان - تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 22:48
این روزگار ناسازگار رابهاری چون دستهای بلند آزادیگل افشان خواهد نمودپس ژینا را گفتندبرویاند بهار راشکفتن راآغاز را ... آزادی را ...#شهرآبانپ.ن:#موسیقی Aref- If You Don't Exist (Hirosan Remix) Adblock test (Why?)
من از لهجهxa0چشمان تو زبان آموختم | ناشناس - تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 13:56
لیوان ۱۴۰۱/۱۱/۲۲، 5:7 من اشیاء را به نامِشان صدا می کنم،شب شب است،عِشق عشق استو تو قلبِ مَنی..#ناشناسپ.ن: من از لهجه چشمان تو زبان آموختم و حالا حرف میزنم. از تو . . . از آزادی . . .#موسیقی : Hadi Hadadi - Abnormal Sleep ناشناس موسیقی Adblock test (Why?)
بگذار تا ابد دربندش خیسxa0بماند | شهرآبان - تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 13:56
لیوان ۱۴۰۱/۱۱/۲۳، 15:40 بگذار این خیابان هر جا که خواستبغل کند نیایش را،یا لبهایش را به پارکوی بچسباند،بگذار با پسیان هم آغوشی کند،بگذار تجریش شود.بگذار تا ابد دربندش خیس بماند.این خیابان در تمام تنش سودای تو را دارد . . .#شهرآبانپ.ن:#موسیقی : Peyman Salimi ft. Sanam Maroufkhani - Nahanولیعصر بدون د...
پرنده نیستم اما پر خیالم هست | شهرآبان - تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 13:56
لیوان ۱۴۰۱/۱۱/۲۴، 9:25 امروز ۱۳ فوریه است.از کجا میدانم؟از پرندهای که ۳ سال است روی میزم نشسته است. پرندهای مسی با پتینه فیروزهای که هواخواه و هوادار زیاد دارد و عنقریب است که یکی از همینها - دور از چشمم - پرش بدهند و بقولی من را در خماری اش باقی بگذارند. اما خب؛ به هفت جد و آبادشان خندیده اند و مگر...
عاشق دستها و انگشتهای او شدم | مصطفی مستور - تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 13:44
لیوان ۱۴۰۱/۱۱/۱۰، 18:44 خیلی زود عاشق هم شدیم. مثل بیشتر عشقها، تقریبا بیدلیل.یعنی، حتی اگر دلیلی داشته باشد، من دلیلش را بخاطر نمیآورم. تنها دلیلی که به خاطر میرسد انگشتان افسانه است.من به طرز احمقانهای ناگهان عاشق دستها و انگشتهای او شدم. در واقع اول انگشتهایش را دیدم و بعد صورتش را.دست راستش را گ...
تکههایی از من کنار توست؟ | شهرآبان - تاریخ: 1401/11/5 ساعت: 21:00
لیوان ۱۴۰۱/۱۰/۱۷، 14:58 تکههایی از من کنار توست؟ شاید!!اما تکههایی از تو کنار من است که بیش تر از تکههای خودم در من زندگی میکند. هر کدامشان در فصلی دلتنگ میشوند. یکی شان این روزهای زمستانی های های گریه میکند و تاب دوری تکههای وقت پاییز را ندارد. تکههای بهار و تابستان هم حریف این بیتابی نیستند......ق...
- تاریخ: 1401/10/10 ساعت: 13:21
لیوان ۱۴۰۱/۱۰/۰۱، 1:6 خیالِ رویِ تو در هر طریق همره ماستنسیم موی تو پیوندِ جانِ آگه ماست#حافظپ.ن:در اندرون من خسته دل ندانم کیستکه من خموشم و او در فغان و در غوغاست#حافظو در مسیری به سمت سکوت خیابان طولانی شب... Adblock test (Why?)
این آسمان غمزده غرق ستارههاست | سیاوش کسرایی - تاریخ: 1401/9/27 ساعت: 17:49
[unable to retrieve full-text content]هر شب ستارهای به زمین میکشند و باز این آسمان غمزده غرق ستارههاست #سیاوش_کسرایی
به وقت پرسه زدن در خیابانی که هم نام توست | ناشناس - تاریخ: 1401/9/18 ساعت: 17:11
لیوان ۱۴۰۱/۰۹/۱۳، 13:4 مجتبی شکوری تو یکی از اپیزودهای رادیو راه از سروش صحت میپرسه اگه قرار بود یک سال توی یه جزیرهای تنها باشی، صدای چه کسایی رو وقتی که چی میگن با خودت میبردی؟و من به این فکر کردم که برای یک سال تنهایی جزیره، بیشک صدای تو رو با خودم میبردم؛ وقتی داری بسیار من رو به نامم، به نام کو...
گفتم كجایی؟ | ناشناس - تاریخ: 1401/8/25 ساعت: 9:22
لیوان ۱۴۰۱/۰۸/۲۱، 18:9 ازم پرسید اگه میتونستی الان هرجایی از جهان که میخواستی باشی، کجا میرفتی؟گفتم كجایی؟#ناشناسپ.ن:وسط میدان آزادی!! ناشناس Adblock test (Why?)
دیوانه! مگر در پاییز هم میشود گل داد؟ | انسی - تاریخ: 1401/8/16 ساعت: 18:25
لیوان ۱۴۰۱/۰۸/۱۲، 8:52 انتخابش بود کهبا تمام دردها و رنج هاوسط پاییزی ترین روزهای زندگیامیدوار باشدجوانه بزندبهار شودحتی اگر رهگذرها به او بگوینددیوانه! مگر در پاییز هم میشود گل داد؟#انسی Adblock test (Why?)
بوسههای توxa0xa0در آزادی را انتظار میکشم.... | ناشناس - تاریخ: 1401/8/16 ساعت: 18:25
لیوان ۱۴۰۱/۰۸/۱۳، 14:56 همچی،تکرارش خسته کنندست؛جز بوسه.چون فراموش نمیشه.وقتی دل میگه،چشم میبینه،لب میبوسه،مغز ذخیره میکنه،لذتش به یادگار میمونه.#ناشناسپ.ن:بوسههای تو در آزادی را انتظار میکشم.... ناشناس Adblock test (Why?)
یکی را قد وطن دوست داشتن | محبوبه احمدی - تاریخ: 1401/8/4 ساعت: 17:36
لیوان ۱۴۰۱/۰۸/۰۴، 0:4 شما هم مثل من،وطن تان را چون جان دوست دارید؟که هر چیزی را ربط بدهید به ان ،که به هر بهانه ای بروید سر بگذارید روی دامنش؟!شما هم ، یکی را قد وطن ، دوست دارید ؟شما هم یکی وطن تان هست ...و درست مثل وطن ، دور ، دور ، شما هم در وطن خود غریب اید !؟#محبوبه_احمدیپ.ن:در سیاهترین تاریکخا...
سر به زانوي خیابان گریه کن | اهورا ایمان - تاریخ: 1401/8/1 ساعت: 16:00
لیوان ۱۴۰۱/۰۷/۱۴، 14:11 با من امشب زیر باران گریه کن…سر به زانوي خیابان گریه کنمو به مو پیچ وخم هر کوچه را…با خم موی پریشان گریه کن!یا از اول دل به رویایی نبند…یا بر این رویای ویران گریه کن!عشق سلطان است و باقی بندهایمزیر تیغش پایکوبان گریه کن!درد را باران نمی شوید ولی…زیر باران زیر باران گریه کن… #...
احتمالِ گریستنِ ما بسیار است! | سید علی صالحی - تاریخ: 1401/8/1 ساعت: 16:00
لیوان ۱۴۰۱/۰۷/۲۴، 8:49 از خانه که میآئی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزینه شعر فروغ، و تحملی طولانی بیاور احتمالِ گریستنِ ما بسیار است!#سید_علی_صالحی سید علی صالحی Adblock test (Why?)
شهریور آیه های عاشقانه است | لادری - تاریخ: 1401/7/4 ساعت: 18:46
لیوان ۱۴۰۱/۰۶/۳۱، 14:54 شهریور آیه های عاشقانه ایستکه خداوندبه روی دفترفصل ها مینگاردو وحی میشود به واسطهی نسیم شب ها، به دل عشاقی کهپیامبرشان مجنون است...#لادریپ.ن: .... خون در رگهایت لادری Adblock test (Why?)
میبوسمت یک روز در میدانِ آزادی | امیررضا وکیلی - تاریخ: 1401/7/4 ساعت: 18:46
لیوان ۱۴۰۱/۰۷/۰۴، 14:7 میبوسمت یک روز در میدانِ آزادیمیبوسمت وقتی که تهران دست ما افتادمیبوسمت وقتی صدایِ تیرها خوابیدمیبوسمت وقتی سِلاح از دستها افتادمیبوسمت پای تمام چوبههای داروقتی کبوتر روی آنها آشیان داردوقتی قفس تابوت مرغ عشق دیگر نیستوقتی که او هم بال و پر در اسمان داردمیبوسمت پشت در سلولها و...
چیزی دیگر در تو با من میافتد | یدالله رویایی - تاریخ: 1401/6/28 ساعت: 17:29
لیوان ۱۴۰۱/۰۶/۲۴، 18:1 راه از تو میآید بر توراه میآید از من بر مندر جلوهی مجهولی میآید ناگاهبر راهِ تو از من خندق میخنددو راه،میافتدمیافتد بر خندهی خندق راهچیزی دیگر در تو با من میافتد.#یدالله_رویایی شهریور ۱۳۱۱ - ۱۴۰۱پ.ن:از تو سخن از به آرامیاز تو سخن از به تو گفتن از تو سخن از به آزادی . . . یدالل...
میز صبحانه کنار درخت خرمالو وقتی ۴۰ ساله شده ایم | شهرابان - تاریخ: 1401/6/20 ساعت: 2:21
لیوان ۱۴۰۱/۰۶/۱۷، 0:1 یک :همیشه خونه های چهل ساله را دوست داشتم. از همون خونه آجرنماهای قدیمی که هنوز اتاقهاش بوی خاک بارون زده میدن. که نور تمام لامپهاشون زرده و دیوارکوب هاشون درست وسط طاقجه است. این جور خونهها احساس دارن، محبت دارن، آشتی دارن، خاطره دارن... چیزهایی دارن که آدم رو توی خودشون غرق م...
هیچ جا "وطنِ" خود آدم نمیشه! | شقایق عباسی - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 17:05
لیوان ۱۴۰۱/۰۶/۰۸، 5:55 دوست داشتنِ تو مثل حسیه که آدمیزاد به وطنش داره، ذاتیه؛ دوست داشتنِ تو غمگینه، مثل وقتایی که دلت واسه وطنت میسوزه اما کاری از دستت برنمیاد، دلت نمیخواد بری اما انگاری میفهمی وطنت نمیخوادت، وطنت بهت میگه "برو" ولی تو نمیتونی از بغضِ صداش بگذری، دستتو می کشی روی زخمهای تنش ولی ب...